تحلیل هژمونی آمریکا بر اساس نظریه نئوگرامشی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه روابط بین الملل، دانشگاه فارابی، تهران، ایران(نویسنده مسؤول)

2 دانشیار گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

    هژمونی به نوعی وضعیت بین­المللی یا نظم جهانی اشاره دارد که بر مبنای الگوهای رفتاری و سیاست تفوق­جویانه  یک دولت شکل می­گیرد. در شرایط هژمونیک، یک دولت قدرتمند از جهات سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی سعی  در ایجاد، تداوم و مدیریت نظم بین­المللی مطلوب خود دارد. این مقاله درصدد است تا هژمونی آمریکا را در قالب نظریه نئوگرامشی بعد از جنگ جهانی دوم مورد بررسی قرار دهد. بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که هژمونی آمریکا در قالب نظریه نئوگرامشی چگونه قابل تبیین است. در پاسخ به این پرسش؛ فرضیه بحث این گونه مطرح می­شود؛ بر اساس دیدگاه رابرت کاکس به عنوان مهمترین نظریه پرداز نئوگرامشی، سه مولفه قدرت، ایده و نهاد نقش اصلی را در تثبیت و تحکیم هژمونی آمریکا داشته است. واشنگتن از طریق قابلیت های نظامی و اقتصادی و بی همتا نشان دادن ایدئولوژی لیبرال- دمکراسی از نوع قرائت آمریکایی  و اعمال نفوذ در شکل­گیری نهادهای بین­المللی پس از جنگ جهانی دوم به دنبال سیطره هژمونیک بر جهان بوده است.  در این مقاله، به روش توصیفی – تحلیلی  و با استفاده از منابع اینترنتی – کتابخانه­ای به بررسی فرضیه پرداخته می­شود.

کلیدواژه‌ها