نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزشی مطالعات فرانسه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد مطالعات فرانسه، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

    تقابل جناح های راست و چپ در فرانسه از انقلاب 1789 تا کنون همواره با فراز و نشیب هایی همراه بوده است. این تقابل پس از طی دوره های مختلف و در پی برآمدن نظام های سلطنتی و جمهوری های چهارگانه فرانسه و پس از گذر از وقایع گوناگون تاریخی و سیاسی سرانجام در جمهوری پنجم فرانسه به عنصر اصلی مبارزات سیاسی احزاب تبدیل می شود. هر چند ژنرال دوگل با گفتمان مخالفت با احزاب سیاسی به قدرت رسید، اما سرانجام برای حفظ قدرت تن به فعالیت حزبی داد. بدین سان انتخابات های مختلف ریاست جمهوری و مجلس قانون گذاری فرانسه در عصر جمهوری پنجم به صحنه ی مبارزات انتخاباتی میان گلیست ها که جناح راست را نمایندگی می کردند و جناح چپ دربرگیرنده ی کمونیست ها و سوسیالیست ها بدل شد. از دوگل گرفته تا پمپیدو، ژیسکاردستن، میتران، شیراک، سارکوزی، اولاند و تاحدودی مکرون، همگی با فعالیت در برنامه ی حزبی نسبتاً مشخصی به ریاست قدرت اجرایی در فرانسه رسیده اند. نکته ی قابل تامل آن است که در طیف راست، تشکیلات سیاسی، با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی، در بازه های زمانی گوناگون برچیده شده و جای خود را به احزابی با نام های جدید، گاه با همان افراد و تقریباً همان برنامه ها، می دادند. این تغییر نام ها گویی به رویکردی پایدار در میان جناح راست تبدیل شده و برگزیدن واژگانی مانند «اتحاد»، نشان از هدف گذاری مشخصی برای کسب آرای شهروندان در ذیل بیرقی گسترده تر دارد. در جناح چپ فرانسه اما جنبه ی ایدئولوژیک دست برتر را در مقایسه با نام های جذاب و گذرای احزاب راست گرا دارد.

کلیدواژه‌ها