نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روابط بین الملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

چکیده

انتخاب ترامپ در نوامبر 2016 نشان‌دهنده تضعیف ایده‌های قدرت نرم آمریکا است که برای اولین بار در اوایل دهه ۱۹۹۰ توسط جوزف نای بیان شد. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا علاقه چندانی به دیپلماسی عمومی نشان نداده است. در عین حال دیپلماسی عمومی یکی از اصلی ترین ابزارهایی است که سیاست گذاران برای تولید قدرت نرم از آن استفاده می کنند و انقلاب اطلاعات فعلی، این ابزارها را مهم تر از همیشه کرده است. مقاله حاضر به دنبال بررسی حیات این مفهوم در سیاست خارجی دولت ترامپ است و این سوال را مطرح می کند که آیا با توجه به تأکید دولت ترامپ بر «قدرت سخت» و چالش‌های تأمین امنیت ملی در جهانی خطرناک و ناپایدار، بحث بر سر قدرت نرم در دولت ترامپ اهمیت خود را از دست داده ‌است؟ در این مقاله، فرضیه جوزف نای با بررسی تأثیر اقدامات ترامپ بر قدرت نرم آمریکا مورد آزمایش قرار می گیرد. سپس با این استدلال به پایان می‌رسد که قدرت نرم آمریکا  با عمل‌گرایی که در قالب رویکرد رئیس‌جمهور ترامپ به سیاست خارجی است تضعیف شده است.

کلیدواژه‌ها