نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

چکیده

نئوواقع گرایی از رویکردها‌یی است که برای مدت طولانی به عنوان پارادایم حاکم در مطالعۀ سیاست بین‌الملل مورد توجه قرار گرفته و مفروضات آن در شکل دادن به سیاست و نظام بین‌الملل نقش مهمی داشته است. به همین دلیل بسیاری از مکاتب نظری تلاش نمودها‌ند که این نظریه را به چالش بکشند. برای رفع این ایرادات و پاسخ‌گویی به این چالش‌ها‌، نوواقع‌گرایان به رهبری کنت والتز تلاش کردند روایتی از واقع گرایی عرضه کنند که با معیارها‌ی علمی مرسوم انطباق داشته باشد و قادر به تبیین روابط بین‌الملل باشد. حاصل تلاش والتز ارائۀ نظریه واقع‌گرایی ساختارگرا بود که مبتنی بر اصول و مفروضه‌ها‌ی اثبات گرایی است. این مسئله باعث شد که منتقدین، مخصوصا فرا اثبات‌گرایان از جنبه‌ها‌ی مختلف هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی نوواقع گرایی را به چالش بکشند. در این پژوهش سوال این است که مهمترین چالش‌ها‌ی فرانظری نظریه نئورئالیسم چیست؟ برای پاسخ به این پرسش تلاش شده است در بعد هستی‌شناسی، روش شناسی و معرفت شناسی به این پرسش پاسخ داده شود. روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی می‌باشد.

کلیدواژه‌ها