نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 گروه جامعه شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

     طبقه موضوعی است حائز اهمیت اخلاقی بسیار، هرچند این اهمیت در فهم عامه به شکلی برابر نمودار نمی‌شود. اینکه از سرِ بخت و اقبال، در چه طبقه‌ای به دنیا آمده باشیم، در زندگی آیندۀ ما اثری ژرف گذاشته، آن قِسم انسانی که در آینده خواهیم شد، چیزهایی که خواهیم داشت و کارهایی که انجام خواهیم داد را مشخص می‌کند؛ بنابراین خودِ جایگاه اخلاقی طبقه، به‌غایت محل نزاع است. برای برخی، طبقه در ذات خود، شکلی از بی‌عدالتی است و ازاین‌رو به شکلی بنیادین غیراخلاقی است؛ برای دیگران، طبقه بازتابی از ارزش نسبی آن‌ها در نظم اجتماعی است که بنا به تصورشان، نظمی شایسته‌سالار است؛ و برخی دیگر طبقه‌ای که به آن تعلق دارند را به شیوه‌ای قضا و قدری به‌عنوان یک واقعیت و یا به‌هرروی به‌عنوان امری به‌غایت تثبیت‌شده می‌پذیرند. از این‌رو به نظر می‌رسد نسبتی معنادار بین طبقه اجتماعی و اخلاق فردی وجود دارد. به‌طورکلی اهداف این مقاله، مبتنی بر سه موضوع اصلی و مهم مرتبط با نسبت بین طبقه و اخلاق صورت‌بندی می‌شود: الف. خودِ طبقه، به‌عنوان موضوع دغدغۀ اخلاقی در جامعه؛ ب. رابطۀ کلی میان طبقه و اخلاق، برحسب سازگاری یا ناسازگاری میان این دو و ج. شیوه‌هایی که به‌وسیلۀ آن‌ها طبقه، بر ایده‌ها، احساسات و داوری‌های اخلاقی تأثیر می‌گذارد و همچنین از آن‌ها تأثیر می‌پذیرد.

کلیدواژه‌ها