نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان

1 1. گروه علوم سیاسی- سیاست گذاری عمومی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی،تهران،ایران

2 گروه علوم سیاسی-اندیشه سیاسی و مسائل ایران، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران

3 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

4 گروه علوم سیاسی- روابط بین ‏الملل و مطالعات منطقه‏ ای، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

چکیده

کاهش چشم‏گیر میزان و کیفیت ذخایر آب کشور طی مدت زمانی نه ‏چندان طولانی از ناکارآمدی سیاست‏ های آبی کشور حکایت دارد. به ‏رغم واقعیت کاهش نزولات آسمانی، مشکل اصلی آب در ایران به سیاست ‏های آبی و چگونگی سیاست‏گذاری در این حوزه بازمی‏ گردد. مشکل حکمرانی آب در ایران چنان در لایه‏ هایی از دیدگاه‏ های غیرواقع‏ گریانه و فرافکنانه پنهان شده است که به ‏سختی می ‏توان به ژرفای واقعی آن پی ‏برد. مقاله حاضر با هدف بررسی عوامل ناکارامدی سیاست منابع آب در کشور انجام گرفته است و به ‏دنبال یافتن پاسخ ‏هایی مناسب برای دو پرسش به ‏هم مرتبط است که «سیاست منابع آب کشور طی چهار دهه گذشته بر چه مبنایی استوار بوده است؟» و «دلایل اصلی ناکارآمدی این سیاست در چیست؟» مقاله حاضر از نوع کیفی (توصیفی-تحلیلی) بوده و با استفاده از روش ‏شناسی استنتاجی انجام پذیرفته ‏است. پایه ‏های نظری پژوهش را نیز انگاره ‏های سیاست‏ پژوهی و تأثیر آنها بر فضای سیاست‎گذاری تشکیل می‏ دهد. یافته ‏های مقاله نشان می ‏دهند که سیاست منابع آب ایران طی چهار دهه گذشته بر محور پاسخ ‏گویی به نیازهای کوتاه ‏مدت و مقطعی با هدف توسعه کشور در بخش کشاورزی تدوین شده است و دلیل اصلی ناکارآمدی این سیاست را باید در فقدان حاکمیت رویکرد علمی در فرایند سیاست گذاری منابع آب کشور جستجو کرد.

کلیدواژه‌ها